<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>Preferiría No Hacerlo</title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir</link>
<description>Author, Poet &amp; Literary Translator</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Feb 2026 14:43:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>وقتی خیزش میان دو آتش می‌سوزد | وحید علیزاده رزازی </title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/162/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%a2%d8%aa%d8%b4-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d9%88%d8%b2%d8%af-%7c-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%b2%db%8c-</link>
<description>«وقتی خیزش میان دو آتش می‌سوزد» ملاحظاتی چند بر خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ وحید علیزاده رزازی (این جستار اوّل‌بار در رادیو زمانه منتشر شده است.) رادیو زمانه: خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ در حالی ایران را به لرزه درآورده که همزمان میان دو شعلۀ ویرانگر محاصره شده است: استبداد عریان داخلی و مداخلات فرصت‌طلبانۀ امپریالیستی. وحید علیزاده رزازی در این جستار با نگاهی به بن‌بست‌های تاریخی جنبش‌های جهان جنوب، به نقد «اتحاد نامقدسی» می‌پردازد که در آن قدرت‌های جهانی و حاکمیت داخلی، هر دو</description>
<pubDate>Fri, 06 Feb 2026 14:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/162</guid>
</item>
<item>
<title>کاروبار ادبی</title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/161/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c</link>
<description>نفرین ادبیات دامنگیر است و شوخی‌بردار هم نیست. حرف امروز و دیروز هم نیست. اینطور وقت‌ها باید رفت سراغ نیما. توی خال می‌زند. وقتی به شراگیم می‌نویسد: &quot;از شعر خوب گفتن و نمایشنامۀ استادانه از آب‌درآوردن جز به‌به و چه‌بسا جز حسد و بدگویی چیزی دست کسی را نمی‌گیرد. باید گذشته‌ای داشت. ما این بار سنگین را کشیدیم. ولی رشته‌های دیگر در حداقل خود که کار نمایانی هم نکرده باشی، حکم خورجین بارهای نهار راه را دارد.</description>
<pubDate>Mon, 08 Dec 2025 12:32:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/161</guid>
</item>
<item>
<title>اِلِن سیکسو از کلاریس لیسپکتُر می‌گوید</title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/160/%d8%a7%d9%90%d9%84%d9%90%d9%86-%d8%b3%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%b3-%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%be%da%a9%d8%aa%d9%8f%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%88%db%8c%d8%af</link>
<description>اگر کافکا زن بود. اگر ریلکه زنی برزیلی-یهودی و زادۀ اوکراین بود. اگر رمبو مادر شده بود و عمرش به پنجاه‌سالگی قد می‌داد. اگر هایدگر جنم‌اش را داشت تا از آلمانی‌بودن دست بکشد و «رمان زمین»* را بنویسد. چرا این اسامی را ردیف می‌کنم؟ برای اینکه حدودوثغورِ این قلمرو را روشن کنم. کلاریس لیسپکتُر (۱۹۷۷ - ۱۹۲۰) بله؛ کلاریس لیسپکتُر در این وادی‌ها قلم می‌زند. او درست همانجا پیش می‌رود که جاسنگین‌ترین و اسطقس‌دارترین آثار ادبی نفس می‌کشند.</description>
<pubDate>Wed, 03 Dec 2025 21:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/160</guid>
</item>
<item>
<title>پیاده‌نظام آخرالزمان | آلبرتو تُسکانو | ترجمۀ وحید علیزاده رزازی</title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/159/%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%7c-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%8f%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%88-%7c-%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%db%80-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%b2%db%8c</link>
<description>پیاده‌نظام آخرالزمان 1 آلبرتو تُسکانو 2 ترجمۀ وحید علیزاده رزازی (این جستار اوّل‌بار در رادیو زمانه منتشر شده است.) توضیح مترجم: انتخاب، ترجمه و انتشار این جستار به‌هیچ‌وجه ‌من‌الوجوه به‌معنای تأییدِ کلیّت و جزئیّتِ حاکمیّتِ مستقر در ایران -چه در زمانۀ صلح و چه جنگ- از سوی این قلم نبوده، نیست و نخواهد بود. این ردّیه به‌طریق‌ِاولی شامل پدیده‌ای که این روزها ذیل عنوان «چپ محور مقاومت» خود را صورت‌بندی (حُقنه‌بندی؟) می‌کند -نیز می‌شود.</description>
<pubDate>Sat, 25 Oct 2025 19:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/159</guid>
</item>
<item>
<title>«چپ که مارکس را از یاد برد و راست که گرامشی را دریافت»  | رِنِه رامیرِث | ترجمۀ وحید علیزاده رزازی</title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/158/%c2%ab%da%86%d9%be-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d9%87-%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%c2%bb-%7c-%d8%b1%d9%90%d9%86%d9%90%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%90%d8%ab-%7c-%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%db%80-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%b2%db%8c</link>
<description>«چپ که مارکس را از یاد برد و راست که گرامشی را دریافت» رِنِه رامیرِث 1 | ترجمۀ وحید علیزاده رزازی (این جستار اوّل‌بار در رادیو زمانه منتشر شده است.) چپ معاصر گرامشی را به‌گونه‌ای روایت می‌کند که تو گویی ایده‌های او یادگارهای 2 انقلابی تثبیت‌شده است. «بدبینی عقل، خوش‌بینی اراده» 3 مثل یک وِردْ در کافه‌های دانشگاه‌ها، نطق‌های انتخاباتی، خودآموزهای گام‌به‌گام و فراتر از این‌ها تکرار می‌شود. درحالی‌که راستِ افراطی نُت برمی‌دارد، اعضایش را سازمان‌دهی می‌کند،</description>
<pubDate>Fri, 04 Jul 2025 08:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/158</guid>
</item>
<item>
<title>بارتلبی و شرکا | انریکه بیلا-ماتاس | وحید علیزاده رزازی</title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/157/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d9%84%d8%a8%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%a7-%7c-%d8%a7%d9%86%d8%b1%db%8c%da%a9%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%84%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d8%b3-%7c-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%b2%db%8c</link>
<description>بعد از مدت‌ها که به اینجا سر می‌زنم، سالیان وبلاگ‌نویسی برایم مثل ماشین‌دودی می‌ماند که هنوز «لبِ خط‌ا»ش پابرجاست؛ رد دارد، خط دارد و ربط. و خب چه کنیم که فضای مجازی چنان طومار همه‌چیز را در هم پیچیده که خودمان هم نفهمیدیم چه بود و چه شد. راستش اینجا را باز نگه داشته‌ام آن‌هم به یک منظور: «بایگانی آثار». و خب خدا را چه دیدی؛ شاید یک روز تمام به‌اصطلاح «اکانت‌های سوشیال مدیا» از دسترس خارج شد و بایگانی نوشته‌جات و خطوط عمر به طرفه‌العینی نیست و ناپدید شد.</description>
<pubDate>Sun, 21 Nov 2021 17:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/157</guid>
</item>
<item>
<title>قیفِ حیرت - شعرِ وحید علیزاده رزازی - صدایِ ارژنگ آقاجری - دی‌ماه ۱۳۹۸   </title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/156/%d9%82%db%8c%d9%81%d9%90-%d8%ad%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%d9%90-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%90-%d8%a7%d8%b1%da%98%d9%86%da%af-%d8%a2%d9%82%d8%a7%d8%ac%d8%b1%db%8c-%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%85%d8%a7%d9%87-%db%b1%db%b3%db%b9%db%b8-</link>
<description>و اما آنچه بر من در آبانِ نودوُهشت گذشت، چکه‌چکه و روزاروز در قیفی از کلمه ریخته شد و شد: «قیفِ حیرت» . نوشتم، خط زدم، از سر نوشتم، ته‌اش را بستم، باز گذاشتم و رهایش کردم تا شد آنچه که اینک با صدای گرمِ نازنین‌رفیقم؛ «ارژنگ‌ آقاجری» می‌شنوید که زحمت ضبط و انتخاب موسیقی و تمام تنبلی‌های مرا به‌دوش کشید و امشب (۱۰ دی) کار را رساند و در Soundcloud منتشرش کرد. بعدالتحریر: جا دارد به دوست نادیده‌ام «کاوه میرحسینی» بابت آلبوم محشرش تبریک بگویم و قدردانی کنم از</description>
<pubDate>Thu, 09 Jan 2020 06:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/156</guid>
</item>
<item>
<title>عشاق - شعری از اُلیبِریو خیرُندو به ترجمۀ وحید علیزاده رزازی</title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/155/%d8%b9%d8%b4%d8%a7%d9%82-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%8f%d9%84%db%8c%d8%a8%d9%90%d8%b1%db%8c%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%b1%d9%8f%d9%86%d8%af%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%db%80-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%b2%db%8c</link>
<description>«اُکتابیو خوسه اُلیبِریو خیرُندو» (Octavio José Oliverio Girondo) شهره به «اُلیبِریو خیرُندو» (۱۸۹۱ - ۱۹۶۷) شاعر دوران‌ساز آرژانتینی است که انقلابی زیبا‌شناختی در کشورش به‌پا کرد و ماحصلش آوانگاردیسم ادبی-هنری دهۀ ۲۰ آرژانتین شد. او چهرۀ مرکزی تجدید حیات ادبی کشورش در دهه‌های بیست و سی بود و به‌همراه «خورخه لوئیس بورخس» و «رائول گُنثالث تونیوُن» از جوانان پیشروِ شعر آرژانتین به‌شمار می‌آید. ترجمۀ شعری از «خیرُندو» برای رفیقِ راهِ دورم «امید شمس» :</description>
<pubDate>Wed, 11 Sep 2019 08:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/155</guid>
</item>
<item>
<title>«نمی‌دانم» شعری از «آلِخاندرو خودُرُوسکی» </title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/154/%c2%ab%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%c2%bb-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%c2%ab%d8%a2%d9%84%d9%90%d8%ae%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%8f%d8%b1%d9%8f%d9%88%d8%b3%da%a9%db%8c%c2%bb-</link>
<description>شعری از «آلِخاندرو خودُرُوسکی» را ترجمه کردم برای رفیقی که گفته بود «شعر بی‌پایان» اش را زندگی کرده. باشد که بپسندد. | نمی‌دانم | نمی‌دانم چه حاصل می‌شودم، لیک نیک می‌دانم چه‌سان سپاس گویم از برای چه‌هایی که داده‌اند مرا. نمی‌دانم پی چه‌ام، لیک نیک می‌دانم آنچه می‌جویم، می‌جوید مرا. نمی‌دانم کجایم، لیک نیک می‌دانم اینجا حدودی ندارد. نمی‌دانم کجایم، لیک نیک می‌دانم در خودمم. نمی‌دانم از کجا می‌آیم، لیک نیک می‌دانم هماره همین‌جا بوده‌ام.</description>
<pubDate>Fri, 23 Aug 2019 11:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/154</guid>
</item>
<item>
<title>کابوی تحمل‌ناپذیر/ روبرتو بولانیو / ترجمه‌ی وحید علیزاده رزازی</title>
<link>http://www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/153/%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%aa%d8%ad%d9%85%d9%84%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%b2%db%8c</link>
<description>منتشر شد: | کابوی تحمل‌ناپذیر | روبرتو بولانیو | (ترجمه از متن اسپانیایی) وحید علیزاده رزازی | نشر بیدگل | چاپ اوّل | تهران | اردیبهشت ۱۳۹۸. ۱. اینک روبرتو بولانیوی شیلیایی برای خواننده‌ی فارسی‌زبان نامی کمابیش آشناست. نویسنده‌ای که در پنجاه‌سالگی، چشم‌به‌راه کبدی مُرد که بنا بود از راه برسد و جای کبدِ ازکارافتاده‌اش را بگیرد. او برآمده‌ی نسلی بود که فسیل‌های «رئالیسم جادویی»، او و رفقایش را ژیگولوهایی بس بی‌مایه می‌نامیدند.</description>
<pubDate>Fri, 26 Apr 2019 03:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>vahidalizadehrazzazi</dc:creator>
<guid>www.vahidalizadehrazzazi.ir/post/153</guid>
</item>
</channel>
</rss>
