" همین طوری! "
" گُل ِ باران ِ هزار روزه " تازه ترین مجموعه شعر علی باباچاهی عزیز منتشر شد. این مجموعه که انتشارات مروارید آن را به بازار فرستاده، در بر گیرنده ی شعرهای شهریور 88 الی مهر 89 شاعر است. در پیشانی این دفتر، دو گفت و گو نیز آمده که زیر عنوان " شعر و ادبیات، فلسفه، فیزیک، خنده و فراموشی " جای گرفته است. در این دو گفت و گوی تقریبن کوتاه، علی باباچاهی پیرامون مسائل گوناگونی هم چون: شعر پسانیمایی، شعر در وضعیت دیگر، فلسفه، فیزیک و دغدغه های امروز و دیروزش از منظری تازه گفته و گفته ... .
* مشخصات کتاب:
گُل ِ باران ِ هزار روزه
علی باباچاهی
انتشارات مروارید
چاپ اول / تابستان 90
تیراژ: 1100 نسخه
قیمت: 56000 ریال
دوستان می توانند برای تهیه ی این کتاب به انتشارات مروارید ( خ انقلاب - روبروی دانشگاه تهران ) مراجعه کنند.

در ادامه شعری از این دفتر را با هم می خوانیم:
" در حال قدم زدن "
كاري به كارش ندارند
نه اَشكال هندسي كه مترصد فرصتي هستند
نه حجم هايي كه فضا را به تصرف خود در آورده اند
مي ايستد كنار جدولي درخت كهنسالي را بغل مي كند مي بوسد
چه دارد بگويد به مادر بزرگي كه دارد چه دارد بگويد ؟
قضاوت سختي ست نيست ؟
وقتي باران خيس ات نكند
و رودخانه نتواند آبي به سر و صورتت بزند
به مادر بزرگي كه داري چه داري بگويي؟
راه مي افتم از نو حركت از نو
گرفتن بچه گنجشك از نو بوسيدن نُكِ او از نو
و چند صحنه ي ساده ي ديگر
آرايش صحنه صحنه ي بي آرايش :
پياده رو منِ او اوي من
سگ اويِ سگ و رويِ سگ زبان دراز سگ
تُفِ خون خونِ تُف
اسفالت هُف هفِ اسفالت
شن شنِ كيسه كيسه ي شن
كفش ها كه پراكنده بود پوتين ها كه متحرك ---
خدا كند اين بچه اردك ها جان سالمي در ببرند از --- بنويس !
چند سنجاقِ سرِ پيدا شده از اين سر و آن سر را هم --- بنويس
قضاوت سختي ست نيست ؟
وقتي كه گوش هاي تو روي صحنه تير ! تير! فقط تير مي كشند
چه بگويم ؟ چطور بگويم ؟ چه دارم ؟ چه ندارم كه بگويم ؟
راه رفتنش اما نه اداري ست
نه اجباري
راه مي روم نفس مي كشم نگاه مي كنم به دور وبرم
و كاملا آزادم
كه عينك بزنم
يا نزنم .
شهريور ماه 1389
----------------------------------------------------------------
خبر تازه این که:
بالاخره بعد از چیزی حدود 5 ماه کار مداوم بر روی پروژه ی
مستند " این قیافه ی مشکوک " پیرامون زندگی و شعر جناب علی باباچاهی
عزیزم، حالا فیلم آماده ی نمایش است. فیلمی که مستقل ساخته ایم و مستقل نمایش
خواهیم داد. در این فیلم با آرا و عقاید چهره هایی هم چون: هوشنگ چالنگی، مسعود
بهنود، محمد محمدعلی، محمد قائد، مدیا کاشیگر، احمد پوری، فتح الله بی نیاز، ،
فرخنده حاجی زاده، بهزاد خواجات، رضا عامری، اردشیر رستمی، علی عبداللهی، علیرضا
مجابی و بابک صحرانورد درباره ی زوایای گوناگون شعری و شخصیتی باباچاهی آشنا می
شویم.
در این فیلم کوشیده ام که از کلیشه های رایج این دست فیلم ها، پرهیز کنم و بیننده
را با نوع دیگری از مستند پرتره رو به رو سازم. حال چه قدر موفق بوده ام را مخاطبی
که شما باشید تعیین می کنید. نکته ی آخر این که اخبار تکمیلی تر پیرامون زمان پخش
و نمایش این فیلم را از همین جا دنبال کنید.
متن کامل خبر فیلم را در شرق و ایسنا بخوانید.

عکس : امیر رنجبران - پشت صحنه ی: این قیافه ی مشکوک
رفتنیها
باران رفتهست!
رفتن از خیسی شلوارش آب میشود
گنجشکی به شک افتاده و به دام جواب سربالا میدهد!
همه چیز مثل همه چیزست
جز چیزی که تو را برده و دیگر دست بر نمیدارد از رفتن!
صدای من در هوای خودش
میگیرد حالا که مادرم وان یَکاد میخواند و میگوید:
از فردا به اصالت خودت شک میکنی!
پُر هیچ
فکر کن
به سیگاری که از ته قید خودش را زده
و بعد از هر چه بود
کشیدیم به کشیدناش
به جیغ های بنفش ِ خاکستری/ کشیدناش
به هیچهای بعد از ناکامی/ کشیدناش
به چیزهای پُر هیچ/ کشیدناش رسیدیم که خاموشی را
به شکل تازهای درنیافتهای
اگر به باد ندهی دودمانات را
آتش ِ زیر ِ خاکستر!
No nací en la palabra, sino en el esfuerzo continuo de parirla. El silencio imponente de las hojas en blanco todavía me resulta tan envidiable y a la vez estremecedor que no puedo decir que No. Empecé con la poesía y la escritura fragmentaria, y más tarde sazoné mi vida hecha fragmentos con la traducción; hasta hoy, no he renunciado a esta multipolaridad. Soy Vahid; nacido en Teherán, una ciudad de Oriente Medio.