" پنگوئن ها را دریابید! "
ترجمه ي چند شعر از " آگدن نَش"
( منتشر شده در روزنامه ي فرهيختگان )
ـ درباره ی شاعر (اين معرفي كوتاهِ شاعر، در روزنامه درج نشده كه اين جا با هم مي خوانيم ) :
******
" هشداری همگانی"
پنگوئن ها را دریابید!
رو به انقراض می روند
اینان که
پرواز را از یاد برده اند و
تنها دیگر
روی زمین می خزند.
انسان ها را دریابید!
اینان که
خوب بلدند خود را
منقرض کنند
چرا که
راه رفتن را از یاد برده اند
و هر روز، پریدن را
مرور می کنند
قبل از آنی که بیاندیشند.
"میانه"
آن گاه که به یاد می آورم
روزهای رفته را
در فکر می روم که
آخر چه شد شب هایی را که
به سپیده دمان پیوستند
با این همه می دانم
چیزهای بسیاری که روزگاری
دوست شان داشتم
حالا به مرگ پیوستند و
چیزهای بسیاری را
دوست دارم که حالا حالاها
به دنیا نخواهند آمد.
"شرمساری پدربزرگ"
یک بچه
نیاز به هوش چندانی ندارد
برای آن که دریابد
" بعدا" " عزیزم!
یعنی:
" هرگز " عزیزم!
"رویای من"
این رویا مال من است
مالِ خودِ خودم
آن را خیال پردازی هم کرده ام.
خیالاتی شده بودم که
موهایم پریشان و افسرده اند
بعد عشقی حقیقی آمد و
آن را شانه زد.
"توصیه ای به شوهران"
برای حفظ ازدواج تان و
دوری از حواشی و
لبریز شدن تان از جام عشق،
هر گاه که
شما خطا کردید، بپذیریدش
و هر گاه که
حق با شما بود
لطفا" خفه شوید!
No nací en la palabra, sino en el esfuerzo continuo de parirla. El silencio imponente de las hojas en blanco todavía me resulta tan envidiable y a la vez estremecedor que no puedo decir que No. Empecé con la poesía y la escritura fragmentaria, y más tarde sazoné mi vida hecha fragmentos con la traducción; hasta hoy, no he renunciado a esta multipolaridad. Soy Vahid; nacido en Teherán, una ciudad de Oriente Medio.